و بالاخره ما هم قاطی مرغها شدیم...
بالاخره در مورخه ۴/۱۲/۹۰ منم ازدواج کردم و شدیم ما....
با تشکر از خانم مهندس انسیه خضریان که بله رو گفتن البته بعده اینکه حاج آقا ۳ بار پرسیدن آیا وکیلم؟؟؟،فکر کنم خوابش برده بود
گفتن رفته گل بچینه ولی تا اونجا که من یادمه کنار من نشسته بود![]()
به هر حال دستش درد نکنه![]()
![]()
نوبت منم که رسید نذاشتم حرف حاج آقا تموم بشه گفتم بله ه ه ه ه ه ه ه ه![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 17:46 توسط جواد احمدیان،انسیه خضریان
|