حس پرواز

 

سرش را بلند کرد و آسمان را نگریست در فکر موجوداتی بال دار که او را

 

به سخره گرفته اند, میخندیدند و طعنه میزدند, وای این چه موجودیست زشت

 

و بی بال که توان پرواز کردن هم ندارد و سرش را به پائین انداخت و

 

شرمسار از آنچه میگذشت در روزهای زندگی ولی امیدوار و پر طنش در

 

رویای پرواز, پروازی بلندتر از آنانی که به او خندیدند و آفرینشش را زیر

 

سوال بردند و سال ها گذشت و آسمان گریست که این   موجود زمینی

 

همچون بالداران سرزمینش را به تسخیر خود در آورد و انسان ثابت

 

 کرد وقتی خالقش بالی نداد در عوض حسی داد چون حس پرواز...